رازهای برنامه نویسی
به نام خداوند بزرگ و مهربان
در این جا ، از منظر خود سخنی خواهم گفت از خوبیهای دانش برنامهنویسی. هرچند که دیدگاه مردمان در این باب متفاوت است و هر نظری نیز در جایگاه خود محترم.
اما من، برنامهنویسی را نه یک حرفه، که عین حقیقت میبینم؛ آیینهای تمامنما از نظم و پویایی هستی.
برنامهنویسی، پیش از آنکه علمی فنی باشد، اخلاقی است ناب. صبر میآموزدت، حوصله را در جان تو مینشاند و میآموزدت که نهچندان شتابزده در باب دیگران داوری کنی. در باب تفاوت آدم و انسان نیز روزی به تفصیل خواهم نوشت
برنامهنویسی به تو میآموزد که جدال و ستیز با دیگران، راه به جایی نمیبرد. میآموزدت که دیگران را چنان که هستند بنگری، نه چنان که میپنداری. از آدمیت فراتر میروی و به حریم انسانیت گام میگذاری.
نیک میدانی که چه هنگام خود را در جایگاه کودکی بگذاری و چه هنگام در مقام پدر یا مادری مهربان.
برنامهنویسی، زبانِ گفتن با سطرهای کد است. تو را از نگاه صرفاً درآمدی به دانش بازمیدارد. دیوانهوار عاشق نوشتن کد میشوی، چراکه هرچه عمیقتر در آن سفر کنی، در حقیقت به تماشای خودِ خویش نشستهای.
در تو این پرسش را زنده میکند که برای چه آفریده شدهای. نشانت میدهد در کجای این گیتی ایستادهای و هدف تو از این ایستادن چیست.
اگر بخواهم تمام خوبیهایش را برشمارم، دفتری هزار برگه خواهد شد و نیک میدانم که امروز مردمان را طاقت مطالعهٔ چندان نیست.
تنها این را بگویم هرچه بیشتر میآموزی، از انبوه مردمان فاصله میگیری نه از روی برتریجویی و تکبر، بلکه از آن رو که طرز تفکرت دگرگون میشود. دیگر همه را در اندازهٔ خود نمیبینی، نه از سر خودبزرگبینی، که از فراخی افق دیدار.
و چه میدانم از آن سحرهای بیداری تو را؟ آن گاه که دیگران به خواب میروند، تو بیدار میشوی. در سکوت شب، آن هنگام که شهر خاموش است، مغزها آغاز به کارِ تمام میکنند. آنجاست که میآموزی در عمق سکوت، چه بسیار چیزها که میتوان آموخت.
برنامهنویسی تنها نوشتن چند سطر کد نیست. در جهانی که پا میگذاری، چیزهایی خواهی آموخت که شاید هرگز رهایت نکنند چراکه آنچه به تو میبخشد، بسی بزرگتر از آن چیزی است که از تو میستاند
امید آن دارم که هرگز تنها کدنویس نباشید و با کدهایتان سخن بگویید
دست نوشته بهزاد گروسیان تاریخ 1399
دیدگاه ها